العلامة المجلسي

351

عين الحيات ( فارسى )

او راحت مىدهم ، و با آن عمل حضرت از او عفو فرمودند « 1 » . و به سند معتبر از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه يهودى چند دينار از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مىطلبيد روزى آمد و طلب نمود ، حضرت فرمود : اى يهودى حاضر ندارم كه بدهم ، گفت : اى محمّد از تو جدا نمىشوم تا از تو بگيرم ، حضرت فرمود : من نزد تو مىنشينم تا بهم رسد ، پس حضرت در همان موضع با او نشستند تا ظهر شد ، و نگذاشت كه حضرت به نماز روند ، نماز ظهر را همانجا كردند ، و با او نشستند تا وقت نماز عصر و نماز عصر را نيز در آنجا ادا فرمودند ، و با او نشستند تا نماز شام و خفتن را نيز در همان موضع كردند ، و شب در آنجا ماندند تا صبح و نماز شب را نيز در آنجا كردند ، و يهودى ملازم آن حضرت بود و جدا نمىشد . صحابه او را تهديد و وعيد مىنمودند ، حضرت خطاب به صحابه فرمود و گفت : چه مىخواهيد از او ؟ گفتند : يا رسول اللّه يهودى تو را اين‌قدر زمان حبس كرده است ، فرمود ، خدا مرا مبعوث نكرده كه ظلم كنم نه بر كسى كه در امان باشد و نه بر كسى كه در امان نباشد ، چون روز بلند شد يهودى شهادت گفت و مسلمان شد ، و گفت : نصف مال خود را مىدهم كه در راه خدا صرف نمائى ، و اللّه كه من اين كار را كردم تا پيغمبرى تو بر من ظاهر شود ؛ زيرا كه نعت تو را در تورات خوانده‌ام ، كه محمّد بن عبد اللّه مولد او مكّه است ، و محلّ هجرت او مدينه است ، و درشت‌خو نيست ، و غليظ نيست ، و صدا بر روى مردم بلند نمىكند ، و فحش و دشنام نمىگويد ، اينك من شهادت مىدهم كه خدا يكى است ، و تو فرستادهء اوئى ، و اينك مال من براى تو است هرچه خواهى در مال من بكن ، آن يهودى مال بسيار داشت .

--> ( 1 ) بحار الانوار 16 / 265 ح 62 .